محمد ابراهيم سبزوارى
129
شرح گلشن راز ( فارسى )
در هر چيز كه واقع است عين همان چيز است ، و ظهور الشىء هو الشىء . و باقى آب نيست ، بلكه سراباند . كما قال تعالى « 1 » : « كَسَرابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً » الى آخر . و سراب هرگز « 2 » آب نشود و عدم ، وجود نشود « 3 » . پس اگر سؤال نمايند كه « 4 » كثرتى كه مشاهده مىشوند ، چيست ؟ « كه پس آسمان و زمين چيستند * بنىآدم و ديو و دد كيستند ؟ » جواب آنكه ، بايد دانست كه وحدت ، دو وحدت است : يك وحدت عدديه و يك وحدت حقّهى حقيقيّه . و كثرت ، منافى با وحدت عدديه است كه وقتى لفظ واحد اطلاق مىشود شامل يكى بيش نيست ، نه با وحدت حقّهى حقيقيّه ؛ بلكه تعريف وحدت حقّه آن است كه بايد تمام مراتب بعد « 5 » را دارا باشد « مع شىء زايد » ، و آنگونه وحدت با كثرت منافات ندارد . و ايضا جواب ديگر آنكه كثرتى كه در اينجا ملاحظه مىشود به حسب قابل است ، و إلّا فاعل واحد است و از كثرت قابل ، كثرت فاعل لازم نمىآيد . « فروغ خور يكى باشد ولى كثرت ز روزنها » مثل « 6 » نور كه « 7 » بما هو نور واحد است و با وحدتش عموميّتى دارد كه هم نور شمس را شامل مىشود « 8 » و هم نور قمر را و هم نور سراج را . پس كثرت در نور به حسب موضوع است ، چه ، اگر نور از تمام موضوعات شمس و قمر و كواكب و سراج و مرآت ، عارى و برى ملاحظه شود ، يك
--> ( 1 ) . شا : آيه شريفه ( 2 ) . شا : ( هرگز ) را ندارد . ( 3 ) . عدم ، موجود ( 4 ) . شا : ( كه ) را ندارد . ( 5 ) . شا : مراتب بعد ( 6 ) . شا : ( مثل ) را ندارد . ( 7 ) . شا : ( كه ) را ندارد . ( 8 ) . شا : است